تبلیغات
به سرزمین خیالت قدم بگذار - به سر آستین های پاره...
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند
و به تو می گوید ارباب ،
نخند !

به پسرکی که آدامس می فروشد
و تو هرگز نمی خری ،
نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود
و شاید...(برید به ادامه)

...چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ،
نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست
و یقه ی پیراهنش جمع شده
، نخند !

به دستان پدرت.
به جارو کردن مادرت.

به راننده ی چاق اتوبوس.

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد.

به راننده ی آژانسی که چرت می زند

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی.

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان.
نخند …
نخند که دنیا ارزشش را ندارد .

که هرگز نمی دانی
چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند.
بار می برند.
بی خوابی می کشند.
کهنه می پوشند.
جارو می زنند.
سرما و گرما را تحمل می کنند.
و گاهی خجالت هم می کشند.

خیلی ساده
هرگز
به آدم هایی که تنها پشتیبانشان “خـدا”ست،
نـخـنـدیـم !




طبقه بندی: زندگی+زندگی،
برچسب ها: زندگی،

تاریخ : چهارشنبه 5 خرداد 1395 | 02:13 ب.ظ | نویسنده : بانوی آبی پوش دریا | نظرات

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه