تبلیغات
به سرزمین خیالت قدم بگذار - عمو...!!!

عمویم گفت:چطور میری مدرسه؟
گفتم:با اتوبوس
عمویم لبخندی زد وگفت:هه،وقتی من به سن تو بودم 10کیلومتر راه رو پای پیاده میرفتم.
عمویم دوباره پرسید:چقدر بار میتونی بلند کنی؟
گفتم:قد گونی گندم.
عمویم خندید وگفت:هه،وقتی من به سن تو بودم می تونستم یه گاری رو حرکت بدم و
یه گوساله رو هم بلند کنم.
عمویم گفت: تا حالا چند بار دعوا کردی ؟
گفتم:دوبار وهر دوبار هم کتک خورده ام.
عمویم گفت:هه،وقتی من به سن تو بودم،هرروز دعوا می کردم وهیچوقت هم کتک نمی خوردم.
او دوباره پرسید:چند سالته؟
گفتم:9سال ونیم.
عمویم گفت:هه،وقتی من به سن تو بودم...10سالم بود!

«مثل سیلورستاین»



طبقه بندی: طنز-جالب،
برچسب ها: داستانک، گفتگو به سبک عموها،

تاریخ : یکشنبه 23 خرداد 1395 | 01:09 ق.ظ | نویسنده : بانوی آبی پوش دریا | نظرات

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه